پادشاه فصلها..پائيز

صدای خش خش برگای خزونی توی گوشم ناله می کرد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آسمون بغضشو تو پرده ابرای سیاهش پاره می کرد

رعدوبرق سکوت شهرو با صداش خواب زده می کرد

زمین از اینهمه سنگینی بار به روی شونش گله می کرد

....

...

..

.

 

     

 

آره ، درست حدس زدی..یاد پائیز افتادم.

همه چیز بوی پائیز رو می ده ، آخه داره دوباره پائیز میاد ...

میاد که دوباره خاطره هایی رو برام زنده کنه .. خاطره هایی شیرین ولی تلخ!!!

"زندگی دفتری از خاطره هاست ،

 خاطراتی شیرین .. 

 خاطراتی مغشوش ..

 خاطراتی که ز تلخی رگ جان می گسلد ... "

فصلی که برام یادآور بهترین و بدترین خاطره هاست !

آخه بهترین و بدترین اتفاقهای دنیا توی این ماه برام اتفاق افتاده .

فصلی که می گن پادشاه فصلهاست !

 

   

همه جا پائيز است

 

من درخت‍‍‍ي بودم

پاي تا سر همه سبز

همه سرسبز اميد

همه سرمست بهار

كه به هرشاخهً من نغمهً فروردين بود

و به امداد سبكپويه نسيمي ناگاه

برگ برگم همه را مشگر صحرا بودند

بزم ما رنگين بود.

***

در شبان مهتاب

در دل حجلهً دشت

بوسه مي زد به لبم دختر ماه

مست مي كرد مرا نغمهً رود

موج مي زد به دلم شوق گناه.

***

دختر پاك نسيم

پاي تا سر همه لطف

با تني عطر آگين

بود هنگام سحر گرم همآغوشي من

مي شد از لذت آن كام سراپاي وجودم فرياد

بند بندم همه شوق

برگ برگم همه شاد.

***

واي.. اندوه..اندوه

آن درختم امروز

كه به صحراي وجود

دست يغماگر طوفان زمان

جامهً سبز مرا غارت كرد

وانچه ماندست براي تن من عريانيست

نه درآن  نغمهً روديست ، نه آبادانيست.

***

آن درختم..اما

نيستم مست بهار

يا كه سر سبز اميد

ديگر اي دامن دشت

برگ برگ تن من قاصد فروردين نيست

بزم ما رنگين نيست

دير گاهي است كه روشن نكند دختر ماه

دشت تاريك مرا

همه جا خاموشي است

واي تاريكي و تنهايي..

وه ! چه درد انگيز است!

چه شد آن شور بهار؟

چه شد آن گرمي عشق؟

همه جا پائيز است

كوه تا كوه  به گرد سر من اندوه است

دشت تا دشت به پيش نگهم نوميديست

سينه ام از غم بي عشقي و بي همنفسي لبريز است.

***

دختر پاك نسيمي كه هماغوشم بود

در دل دشت گريخت

برگهايي كه مرا برگ اميدي بودند

دانه دانه همه ريخت.

***

اينك اينك منم و دامن دشتي خاموش

اينك اينك منم و هيزم خشكي بي سود

كاي خدا آتش سوزنده و ويرانگر تو

در همه دشت كجاست؟

 

*************************************

راستی وبلاگ یکی از دوستام تازه افتتاح شده..

بهش حتما سر بزنید...

این هم آدرسشه : http://www.lovelytoy.persianblog.ir

 

 

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

پادشاه فصلها..پائيز واقعا که گل گفتی...سلام ممنون از حضورت دوست خوبم خوشحالم کردي فردا آپ ميکنم و منتظرت هستم

آرزو

تو که داری وضعیت منو میبینی دیگه این حرفو نزن .من فعلاً وقت سر خاروندنم ندارم .

نيلوفر

سلام . می گن پادشاه فصل هاس ... همه هم دوستش دارن ... من ولی حس خاصی ندارم نسبت بهش . زمستون و بيشتر دوس دارم با سفيدی ش و تابستون و با خورشيد داغش .... شعر قشنگی بود . و شروع جالبی هم داشت اين پست . پاينده باشيد .

ناصر

زندگی سراشیبی تند لحظه هاست . امید به زندگی مسیر اونو کوتاه نمیکنه بلکه توشه ای میشه برای ادامه راه

الهه

سلام ممنون از حضورت خوشحالم کردی ناصر جان شاد باشی

مهدی=--~=-~-دفتـــــــر عشــــــق

سلام دوست عزيز . خوبي؟ دفتر عشق با دو متن آپديت شد . خوشحالم ميکني با حضورت و خوشحال ميشم براي هر دو متن نظر خودتو بدي. شاد باشي. يا حق

مريم

تو هم همرنگ و همدرد منی ای باد پائيزی....

baran

فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش...گل در انديشه که چون عشوه کند در کارش...دلربايی همه آن نيست که عاشق بکشند...خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش....سلام دوست من..من هم خوشحالم از رسيدن پاييز..خاطرات خوبی دارم.اميدوارم دوباره تو اين فصل خاطره های خوب برات رقم بخوره...در پناه حق.

نيلوفر

همين طوری رد می شدم ؛ گفتم يه سلامی عرض کنم ...