زده‌ام فالی و فريادرسی می‌آيد


ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا ، بهار آمدنی است<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

*******************************************************

آمده دي، و رسانيده به آذر پيغام :
«كه شده فرصتت انگار تمام»
برده از پهن رُخش دست نوازشگر دي ، گرد و غبار
بوسه‌اي داده به رسم ديدار،
به اميدي كه شود سال دگر قصة ديدن تكرار

شب يلدا شده و سرو و چمن بيدارند
گذر ثانيه‌ها شعر و سخن مي‌آرند
«ابر و باد و مه و خورشيد» كه عمري است همه در كارند ،
شب يلدا چو شده ،
حرمتش بيشتر از پيش نگه مي‌دارند :
ابرها ، يكسره باران محبت به زمين مي‌بارند
بادها ، دانة عشق ابدي مي‌كارند
ماه مي‌بخشد از انبوه سفيديش به رخسار و دل آدمها
و مي‌آيد به تأني خورشيد ،
نكند شادي اين شب كم و كوتاه شود

اخوان با شعرش ،
معني تازه به يلدا و زمستان و زمان بخشيده
اخوان مي‌ديده ،
كه مسيحا به رخ سرخ تو هم خنديده
و زمين دلمرده
و كسي دست به ياري كسي ناورده
آی ... اخوان !
شعر زيباي تو را مي‌خوانم
دست بي‌جان تو را ، شعر زمستان تو را مي‌فهمم
چه كسي حرف تو را فهميده؟
به مسيحاي جوانمرد قسم ، جز من و تو هيچ‌كسي...
شب يلدا ! دل من با خود صبحت كرده ،
صبر بر پاسخِ آن كهنه‌سلام
ولي افسوس هنوزش مانده ،
وصفِ سرما و در و دست و گريبان و سر و سرديِ دندان به‌دوام

شب يلدا ، شب تاريكِ نديدن
شب آواز پرنده نشنيدن
ظلماتِ عطش و بي‌كسي و تنهايي
عزلت بي‌خبري ، كنج گزيدن
دل از انديشه پرواز بريدن
پاي ، از دامن پروانه كشيدن
شب يلدا ، شب در فكر فرو رفتن و بيدار شدن
انفكاك من و ما ، ماندن من
شب پايان سخن

شب يلدا ، مفهوم
شب يلدا ، معنا
شب و تنها شب سال
افق بيداري
لحظه هشياري
شب افتادن گردون روان از حركت
نه ؛
شب « انداختنِ» چرخ جهان از حركت
شب پايان يقين ، ظن و گمان و پندار
شب رسوا شدنِ پيچ و خمِ فلسفه‌وار
فكر را برپا دار

شب يلدا ، شب طولاني ديدار من و تو ، همه‌جا حال حضور
شب يلدا ، شب عشق
شب يلدا ، شب نور
شب يلدا ، شب شادي و سرور
لحظة آخر افسردگي و مرگ غرور
بدي و زشتي رفته‌ند چه دور
شب يلدا تا صبح
شب پايان غم و صبحدم پاك عبور

 


آفتاب آمده و مي‌تابد ، بس بي‌تاب
تا كند عمر مرا كه شده چون برف زمستان‌ها آب
ولي انگار كسي مي‌آيد
حافظ از سوي دگر می گوید : "زده ام فالي و فريادرسي مي‌آيد"
يا كه فردوسي با رستم خويش ،
يا نظامي با فرهاد ، ويا با شيرين!!!
يا مسيحا و محمّد ، به مدد مي‌آيند
مولوي با شمسش
آرش و تير و كمانش
اين يكي با مشتش
آن يكي با همه جانش
همه آيند كه اين‌بار نجاتت بدهند
پس چرا كاسة امّيد نجاتت خالي است؟

شب يلدا زيباست ،
آنقَدَر زيبا ، كز ديدنش آرام شويم
شب يلدا با ماست ،
اگر آن لحظه به فكر گل و دريا باشيم
اگر از مرز چمن درگذريم
اگر از خيسيِ ساحل نگريم
شب يلدا شب اسرار شنيدن ، شب الهام و نِداست ،
اگر الهام و ندا مي‌فهميم
شب يلدا شب احساس خداست ،
اگر احساس خدا مي‌فهميم . . .

اگر احساس خدا مي‌فهميم . . .

 

**************************************

 

و پائيز مثل هر فصل دگر
باز آمد و رفت
و اين رسم زمان من و توست!
هر آمدنی را رفتني ست در کار.
روزهای خزان همه يادگاران ِ تو اند!
روز ميلاد ِ تو اند.
روز ميلاد ِ منند.
روز ميعاد من و تو.
من و دل مانديم در حسرتِ تو
در حسرتِ يک پائيز دگر
آه ...پائيز هم آمد و رفت!
دل بسوزاند و برفت..
افسوس ....
پائيز هم آمد و رفت!02.gif

 

 

 

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

و پائيز پادشاه فصلها به پايان رسيد

مريم

ديدی اين يلدا هم گذشت و آب از آب تکون نخورد... زمستونم مياد و ميره... مثل پاييز و بهار و تابستون

MARYAM

پاييز رفت ولی به جاش زمستان آمد آخر دی ماه روز خوبی است (نميگم چون .......)

ali

شاید اون همیشه غایب تو باشی........تو اگه اومدنی نیستی بگو............اگه ما رو خواستنی نیستی بگو

sogol

منم از اينکه پاييز تومو شد ناراحت شدم و حسرت خوردم، شاه فصلها بود :) راستی به روز شدم خوش حال ميشم بهم سر بزنی. موفق باشی

baran

سلام دوست من...واقعا يک پاييز ديگر از عمر ما رفت....اميدوارم پاييز پر احساس و زيبايی پشت سر گذاشته باشی.....راستی شعر شب يلدا هم خيلی خوشگل بود....فعلا ياحق.

تا دنیا دنیاست دوستت دارم

سلام ناصر جونم - چطوری بابا ما خيلی مخلصيم بابت اس ام اسی هم که واسه تولدم زدی ممنون خيلی توپ بود - ناصر جون هر جا باشيم دوستت داريم - آپم

ali

سلام دوست خوبم........من علی هستم نه مهدی............اميدوارم هميشه موفق باشی

نيلوفر

سلام . اومدم تشکر کنم و برم .... مرسی از محبت شما . هر وقت فرصت کنم بازم ميام .

نسترن

مثل هر روز صبح سلام.وبلاگ خيلي خوبي داري.منتظر مطالب جديدت هستم.