عيد آمد و عيد آمد ..

روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت

وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

ما نه رندان ریائیم و حریفان نفاق

آن که او عالم سِرّ است بدین حال گواست

                                                      "حافظ"

*************************************

به مناسبت روز عید و روز بزرگداشت حضرت حافظ

2u5q0yf.jpg

روح رويايي عشق ،

از برِ چرخ بلند ،

جلوه‌اي كرد و گذشت ،

شور در عالم هستي افكند .

0

شوق ، در قلب زمان موج‌زنان ،

جانِ ذرات جهان در هيجان ،

ماه و خورشيد ، دو چشم نگران ،

ناگهان از دل درياي وجود ،

" گوهري كز صدف كون و مكان بيرون بود " ،

به جهان چهره نمود !

0

پرتو طبع بلندش " ز تجلي دم زد "

هر چه معيار سخن برهم زد

تا " گشود از رخ انديشه نقاب " ،

هر چه جز عشق ، فرو شست به آب !

0

شعر شيرينش ، " آتش به همه عالم زد " !

مي‌چكد از سخنش آب حيات ،

نه غزل ، " شاخه نبات " !

0

چشم جان‌بين به كف آورده‌ام اي چهره دوست !

ديدن جان تو در چهره شعرت نيكوست .

اين چه شعرست كه صد ميكده مستي با اوست !

مستِ مستم كن ازين باده به پيغامي چند .

زان همه " گم‌شدگان لب دريا "

به يقين " خامي چند "

" كس بدان منصب عالي نتوانست رسيد "

" هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند ".

مگرم همت و عشق تو بياموزد راه .

نه تو خود گفتي و شعر تو بر اين گفته گواه :

" بر سر تربت ما چون گذري همت خواه ؟! "

0

حافظ از " مادر گيتي " به " چه طالع زاده‌ست "؟

طاير گلشن قدس .

" اندر اين دامگه حادثه چون افتاده‌ست "؟

0

من در اين آينه غيب‌نما مي‌نگرم .

خود از اين طالع فرخنده نشاني داده‌ست :

" رهرو منزل عشقيم و ز سرحد عدم ،

تا به اقليم وجود اين همه راه آمده‌ايم . "

0

نه همين مقصد خود را ز عدم تا به وجود ؛

نقش مقصود همه هستي را ،

ز ازل تا به ابد ،

عشق مي‌پندارد .

" آري آري سخن عشق نشاني دارد . "

" رهرو منزل عشق ، "

فاش گويد كه ز مادر به چه طالع زادم :

" بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم ! "

0

اي خوشا دولت پاينده اين بنده عشق ،

كه همه عمر بود بر سر او فِرِ هماي .

" خشت زير سر و بر تارك هفت اختر پاي "

0

بنده عشق بود همدم خوبان جهان :

" شاه شمشادقدان ، خسرو شيرين‌دهنان "

بنده عشق چه داني كه چه‌ها مي‌بيند :

" در خرابات مغان نور خدا مي‌بيند "

بنده عشق ، چنان طرح محبت ريزد ؛

" كز سر خواجگي كون و مكان برخيزد "!

0

باده بخشند به او ، با چه جلال و جبروت ،

" ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت "!

بنده عشق ندارد به جهان سودايي ،

" از خدا مي‌طلبد : صحبت روشن‌رايي "!

0

آنك ! آن شاعر آزاده آزاده‌پرست ،

عاشق شادي و زيبايي و مهر ،

كه " وضو ساخته از چشمه عشق "

چار تكبير زده يكسره بر هر چه كه هست .

چون سليمان جهان است ولي باد به دست !

تاجي از " سلطنت فقر " به سر ،

" كاغذين جامه " آغشته به خونش در بر ،

تشنه صحبت پير ،

" گر ز مسجد به خرابات رود خرده مگير "!

0

همچو جامش ، لب اگر خندان است ؛

دل پرخون وی اندوهِ عميقي دارد .

بانگ برمي‌دارد :

" عيب رندان مكن اي زاهد پاكيزه سرشت  "

" كه گناه دگري بر تو نخواهند نوشت  "

" من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را باش  "

" هر كسي آن درود عاقبت كار كه كِشت "

" نه من از پرده تقوي به در افتادم و بس ، "

" پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت ! "

" سر تسليم من و خشتِ درِ ميكده‌ها "

" مدعي گر نكند فهم سخن ، گو سر و خشت ! "

0

يك سخن دارد اگر دارد صدگونه بيان ،

همه روي سخنش با انسان :

 " كمتر از ذره ني‌اي ، پست مشو ، مهر بورز "

" تا به خلوتگه خورشيد رسي چرخ‌زنان ! "

000

گل به يك هفته فرو مي‌ريزد ،

سنگ مي‌فرسايد ،

آدمي مي‌ميرد ،

نام را گردش ايام ، مدام ،

زير خاكسترِ خاموشِ فراموشي

. . . مي‌پوشاند ،

شعر حافظ ، اما 

هر چه زمان مي‌گذرد ،

تازه‌تر ، باطراوت‌تر ،

گوياتر ، روح‌افزاتر

رونق و لطف دگر مي‌گيرد ! 

لحظه‌هايي‌ست كه : انسان ، خسته‌ست ،

خواه از دنيا ،

از زندگي ، از مردم ،

گاه حتي از خويش ،

نشود خوشدل ، با هيچ زبان ،

نشود سرخوش ، با هيچ نوا ،

نكند رغبت بر هيچ كتاب ،

نه رسد باده به دادش ،

نه برد راه به دوست ،

راست .. گويي همه غم‌هاي جهان در دل اوست !

چه كند آن كه به او اين همه بيداد رسد ؟

باز هم حافظ شيرين سخن است ؛

كه به فرياد رسد !

جز حريمش نبود هيچ پناه ،

نيك‌بخت آنكه به او يابد راه ،

چاره‌ساز است به هر درد ، كه مرهم با اوست

به خدا همت پاكان دو عالم با اوست .

0

اي همه اهل جهان ،

/ 8 نظر / 44 بازدید
شاگرد کوچک

جهان برابروي عيد از هلال وسمه کشيد هلال عيد در ابروی يار بايد ديد سلام عيد شما مبارک و طاعاتتون قبول درگاه حق

... هر چه دارم همه از دولت قرآن دارم . پاينده باشی . برای ...

آلباترا

شعر فوق العاده زيبايی بود.مال کيه؟ به قول دوستم هميشه به روز باشی!

مريم

اينگونه که شما اينجا می نويسيد خيلی وقت است کسی جايی نمی نويسد... زنده باشيد!

Admin

با سلام روز يکشنبه ۲۹ مهر ماه در جلسه نقد و بررسی وب لاگها وب لاگ حنيف مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت. http://hanif99.persianblog.ir http://hanif99.blogfa.com نشانی : خيابان سيد جمال الدين اسد آبادی ( يوسف آباد) - خيابان ۱۹ - پارک شفق - فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب - از ساعت ۵ تا ۷ به اميد ديدار وقت خوش

مرواريد عرفان

سلام دوست عزيز تضمين دلنشينی از اشعار نغز خواجه شيراز داشته ای . آفرین به اینهمه ذوق . از خواندنش لذت بردم . موفق و شاد باشی