زمزمه های پاییزی

ترانه ام را
به خاطر بسپار
که ایهام خوشی است
از ایهام زمزمه های پاییزی
تا بعد از من
بخوانی آن را ؛
در راههایی که
با هم از آنها عبور نخواهیم کرد ... !

....

...

..

.

.

.

بوي پائيز مي آيد

بوي غربت

بوي جدايي برگ از درخت

دلم براي درخت مي سوزد

آن زمانکه مرگِ برگ را مي بيند

برگ ، يگانه همدم تنهايي خويش

چه زود گذشت

فصل شور و عشق و حرارت ،

فصل تابستان !

و چه زود رسيد

فصل جدايي ، تنهايي ، حسرت ،

فصل پائيز !

و چه دلسنگ است

آن عابري که پا بر روي برگ مي گذارد

و آهِ  درخت را نمي شنود !

من مي دانم ،

که چقدر تنهايي درخت بزرگ است !!!

*

*

*

و اما پنج کتاب من (به دعوت دوستان خوبم عطا و محمدرضای عزیز)

۱) مثنوی معنوی                           مولانا

۲) تذکره الاولیا                             عطار

۳) در دیار صوفیان و پرده پندار          علی دشتی

۴) پیامبر و دیوانه                          خلیل جبران

۵) خرمگس                                 لیلیان اتل وینیچ 

/ 7 نظر / 4 بازدید

زرد است كه لبريز حقايق شده است تلخ است كه با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پائيز بهاريست كه عاشق شده است . براي دوست نشنيده ام .

شاگرد کوچک

شب فرا می رسد از مغرب دور کوچه در ظلمت تاريخ نهان می گردد در تلاشم که غمی فاش کنم در تلاشم که بگويم سخنی... ليکن افسوس سخن در دل تيرگی محض ز پا می افتد. چقدر دلم برای پاييز و صدای خش خش برگهاش تنگ شده بود.انقدر تنگ که اومدنش رو تا به امشب فراموش کرده بودم. برايت خزان غمها را در اين پاييز زيبا خواستارم.

آلباترا

رفتم به قصد خريدن خرمگس و اما پاييز چه زيباست خورشيد زده تاج سر کاج بقيشو يادم نيست فصل مورد علاقه من پاييزه خيلی قشنگه مگه نه؟

نسرين

سلام... بسيار زيبا بود ممنون که اومدين

jamal

زيبا بود تبادل لينک کنيم

مرواريد عرفان

سلام دوست عزيز و با ارزوی قبولی عباداتت بدرگاه الهی پائيز را بهارالعرفا نيز ميگويند . و بنظر من اصلا غم انگيز نيست و صدای خورد شدن برگهای خشک بما ميگويد که دنيا تا چه حد فانیست ٬ و از لحظه لحظه ان لذت ببر و شاد باش . برایت امید شادی و پویائی دارم .