روز بیست و دوم ، روایت بیست و دوم

گفتمش هنگام وصل است اي بت فرخار ، گفت :

باش اكنون تا برآيد ، گفتم از گل خار ؟ ، گفت :

جانت اندر هجر ، گفتم : جان پي ايثار توست

گر چه هست اين هديه در نزد تو بي‌مقدار ، گفت :

عاشقا ! اين ناله و آه و فغان از جور كيست ؟

گفتم : از جور تو معشوق جفاكردار ، گفت :

عاشقان را رنج بايد برد ، گفتم : رنج عشق ؟

گفت : از آن دشوارتر ، گفتم فراق يار ؟ گفت :

آنچه سوزد جان عاشق ، گفتمش جور رقيب ؟

گفت : ني ؛ گفتم : نگاه يار با اغيار ؟ گفت :

آري ، آري ؛ گفتم : از اغيار نتوان بست چشم

گاه گاهي گوشه چشمي به ما مي‌دار ، گفت :

چشم مست ما تو را هم ساغري بر كف نهاد ؟

گفتم : از ميخانه كس بيرون رود هشيار ؟ گفت :

ناوك دل‌دوز ما را شد دلت آماجگاه ؟

گفتمش : جانا مرا نبود دلي در كار ، گفت :

دل ببردند از كفت ؟ گفتم : بلي ! گفت : اين جفا

از كه سر زد ؟ گفتم از آن طُره طَرار ، گفت :

روي دل در پرده حسرت چه پوشي غنچه‌وار

گفتم : از درد فراق آن گل رخسار ، گفت :

گفته دلدار گشت آئين گفتار بهار

گفتمش آئين جان است آنچه را دلدار گفت ... 

------------------------------------------------------

------------------------------------------------------

روایت بیست و دوم 

مردم می گفتند : راه های رسیدن به خدا بسیار است .

جوانمرد اما می گفت : دو راه است و بیشتر نیست .

یکی راه ضلالت و یکی راه هدایت .

راه ضلالت راه بنده به خداست و راه هدایت ، راه خدا به بنده .

پس اگر کسی بگوید به سوی خدا می روم ، بدان که اشتباه می کند .

زیرا تنها کسی می تواند به سوی خدا برود که می برندش ، که می کِشندش

جوانمرد هنوز داشت می گفت ، که او را کشیدند و بردند !

/ 6 نظر / 15 بازدید
شاگرد کوچک

طلب کن به تو اعطا خواهد شد! جستجو کن خواهی اش يافت! در را بزن به رويت گشوده خواهد شد! مسيح مقدس(انجيل)

شيرين

همه یک بیماری داریم،چون بیماری یکی بود دارو یکی باشد.جمله بیماری غفلت داریم بیایید تا بیدار شویم». با سلام و ممنون بابت مهرتان

شيرين

ناصر عزيز حالا که خودتان اجازه داديد پس برايتان می نويسم خداوند تعالی‌ هدایت‌ ابتدایی‌ دارد و دلایلش‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ انسان‌ها عقل‌ داده‌و انسانها را بر فطرت‌ توحیدی‌ آفریده‌ و پیامبران‌ را فرستاده‌ و ... و هم‌ هدایت‌ پاداشی‌ دارد؛بدین‌ معنی‌ که‌ پس‌ از عمل‌ و ایمان‌ به‌ انسان‌ها ثواب‌ می‌دهد و موجب‌ تشویق‌ به‌ ادامه‌ راه‌می‌شود (یهدی‌ مَن‌ْ یشاء اَی‌ْ یثیب‌ُ مَن‌ْ یشاء بایمانهم‌)؛ اما خداوند، اضلال‌ ابتدایی‌ نمی‌کند؛چون‌ قبیح‌ است‌ و خدای‌ حکیم‌ از ارتکاب‌ قبایح‌ پاک‌ است‌؛ ولی‌ اضلال‌ مجازاتی‌ دارد ؛یعنی‌ گروهی‌ را به‌ سبب‌ کارهای‌ ناشایسته‌ کیفر می‌دهد و هلاک‌ می‌کند نه‌ آنکه‌ گمراه‌ کند یاکفر را در بعضی‌ بیافریند.

شيرين

در باب اين حکايت مولانا می گويند: آن‌ گونه‌ نیست‌ که‌ خداوند هدایت را بربعضی‌ و کفر را بر برخی‌ دیگر نوشته‌ باشد؛ بلکه‌ در هر انسانی‌ زمینه‌ی‌ ایمان‌ و کفر هر دوموجود است‌: گاه‌ ماهی‌ باشد او و گاه‌ شست‌ کاندرین‌ یک‌ شخص‌ هر دو فعل‌ هست‌ نیم‌ او حرص‌ آوری‌ نیمیش‌ صبر نیم‌ او مومن‌ بود نیمیش‌ گبر وآن‌ دگر نیمیش‌ ز غیبستان‌ بُده‌ست‌ زان‌ که‌ نیم‌ او ز عیبستان‌ بُده‌ست‌

شيرين

بازگوید: انسان‌ مرکب‌ از دو جزء است‌، فرشتگی‌ و حیوان‌؛ می‌تواند جزء فرشتگی‌اش‌را تقویت‌ کند تا از ملایکه‌ مقامش‌ افزون‌ شود یا از شهوات‌ پیروی‌ کند تا از چارپایان‌ پست‌ترشود؛ بنابراین‌ مولوی‌ بر این‌ اعتقاد است‌ که‌ جنبه‌ هدایت‌ و ضلالت‌ در وجود آدمی‌ هست‌ وبا اختیار خود در تقویت‌ هر دو جهت‌ توانایی‌ دارد: نیم‌ او ز افرشته‌ و نیمیش‌ خر این‌ سوم‌ هست‌ آدمیزاد و بشر نیم‌ دیگر مایل‌ علوی‌ بود نیم‌ خر خود مایل‌ سفلی‌ بود زین‌ دوگانه‌ تا کدامین‌ برد نرد تا کدامین‌ غالب‌ آید در نبرد با آنکه‌ انسان‌ استعداد تبدیل‌ به‌ نیکویی‌ و جهت‌ گیری‌ به‌ سوی‌ هدایت‌ را دارد، اگر ازاین‌ استعداد بهره‌ نگیرد، از پستی‌ خود اوست‌: بودش‌ از پستیش‌ آن‌ را فوت‌ کرد زان‌ که‌ استعداد تبدیل‌ و نبرد خب ناصر جان اینگار از تعارف شما زیادی سو استفاده کردم تا روز ی دیگر

نرگس

الله. سلام... به اين حسن انتخاب احسن می گويم. اميدارم هميشه موفق و پيروز باشيد.