روز هفتم ، روایت هفتم

اى پير ، هواى خانقاهم هوس است

طاعت نكند سود ، گناهم هوس است

ياران همه سوى كعبه ، كردند رحيل

فرياد ز من ، گناهگاهم هوس است !

******************************

شراره ای بر جامه مرد نانوا افتاده بود . بی تاب شده بود و تقلا می کرد تا خاموشش کند .

جوانمردی از آن حوالی می گذشت ، نانوا و تقلایش را دید .

آهی کشید و ایستاد و به درد گفت :

افسوس ! سالهاست که آتش خودخواهی و آتش حسد و آتش ریا در دلمان افتاده است

و هیچ تقلا نمی کنیم که خاموشش کنیم .

این شراره ، جامه مان را خواهد سوخت .

آن آتش اما جانمان را می سوزاند ؛ جانمان و ایمانمان را .

/ 5 نظر / 6 بازدید

چله نشينی ؟

موفق باشی دوست قديمی

::.. SAT 2 DVB ..::

با سلام سايت ( انجمن ) ::.. SAT 2 DVB ..:: افتتاح و در حال حاضر براي بخش هاي مختلف سايت در حال پذيرش مدير مي باشد ، از شما دوست عزيز دعوت مي کنيم که با پيوستن به جمع دوستان خود در اين سايت ، در صورت تمايل در بخش هايي که توانايي مديريت آن را به صورت تخصصي داريد ، ما را ياري دهيد. شايان ذکر است اين سايت مکاني براي تبليغ سايت و يا وبلاگ شما دوستان عزيز مي باشد، چون ما براي شما تولباري آماده کرده ايم تا آدرس سايت و يا وبلاگ شما را در آن اضافه و در افزايش تعداد بازديد کنندگان با تبادل لينک و تولبارمان با شما، همديگر را ياري رسانيم. www.sat2dvb.com منتظر شما هستيم.

شيرين

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنيد از يار آشنا سخن آشنا شنيد ناصر عزيز .... مدتی بود گم کرده بودم تو را .....عزيز دوست داشتنی ...خوشحالم که ميبينم فعال تر از پيش مشغول نوشتن هستی همچون گذشته پر از احساس و پر از دوست داشتن از اين به بعد ميام و نوشته های خوب تو مهربونم رو که مهربونی هات رو هيچ وقت نمی توانم فراموش کنم ميخوانم دوستت دارم همچون گذشته شايد بيشتر از پيش