زده‌ام فالي و فريادرسي مي‌آيد

  بوي غربت ميدهم اما غريبه نيستم :: گرچه ميدانم كه عمري در غريبي زيستم :: مثل رودي بستر اين خاك را طي كرده ام :: تا بفهمم عاقبت در جستجوي چيستم :: در عبور از لحظه ها بر روي پاي اشتياق :: لب شكست از خشكي اما همچنان مي ايستم :: دستهايت برگهاي عمر سبزم را ربود :: گرچه اينجا هستم اما در حقيقت نيستم :: اي فريماه شب تار ، ياريم كن :: تا بدانم سايه گمگشته اي از كيستم  
 

 

بيست و شش سال پيش ، در چنين روزي...

 
سه‌شنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٤

 

*******************************************************

*******************************************************

My Sign is : SCORPIO

 

My Ruling planet is : PLUTO

 

  My Starstone is : OPAL

                                                        

                                                                           

 Character : Fix

 

Motto : I Wish

 

                             Favorite color : : DARK RED TO MAROON

************************************** 

آنچه در مورد متولد اين ماه گفته اند :

 

تیزهوش ، با اراده ، قوی و محکم و اهل هیجان ، در جستجوی ترقی ، علاقه مند به اسرار حیات ، آماده برای عزلت و ریاضت کشیدن ، جذاب و پرتمنا! ، دارای روحیه ورزشکاری ، پایبند به عقاید و تاثیرناپذیر ، شجاع و اهل مبارزه ، صریح اللحن و صادق ، قابل اطمینان ، سخت گیر و با جذبه ، دارای شخصیت ثابت .

 

******************************************** 

اين روز بود که مادرم مرا به دنيا آورد

بيست و شش سال پيش ، در چنين روزي ،

سکوت مرا در دست هاي بزرگ اين زندگي ِ سرشار از تنازع و تضاد قرار داد.

تا کنون بيست و شش بار خورشيد را طواف کرده ام

و اين را که ماه چند بار گرد من گرديده است نمي دانم !

اما مي دانم که هنوز نه اسرار نور را دريافته ام و نه رازهاي تاريکي را .

بيست و شش بار ، همراه با زمين و ماه و خورشيد و ستارگان دور گيتي را در نورديده ام .

و اينک روح من ، به سان پژواک صداي امواج در غارهاي ساحلي ، نام مجموعه کيهان را زمزمه مي کند .

زمان ، در بيست و شش سال پيش ، نام مرا در کتاب اين زندگي عجيب و وحشتناک ثبت کرد

و اينک واژه اي هستم که گاه بسياري چيزها را شامل مي شود و گاه به هيچ چيز دلالت نمي کند .

بيست و شش سال است که بسياري کسان را دوست داشته ام ،

آنچه در کودکي دوست مي داشتم ، اکنون نيز دوست دارم . و آنچه اکنون دوست دارم ، تا پايان زندگي دوست خواهم داشت ، زيرا عشق تمام ثروتي است که دارم و هيچ کس نمي تواند آن را از من بگيرد

بارها مي شد که مرگ را دوست مي داشتم ،

و او را با نام هاي شيرين صدا مي کردم آشکارا و نهان ... ، با عباراتي عاشقانه از آن ياد مي کردم .

اکنون گرچه او را فراموش نکرده ، پيمانش را نشکسته ام ،

ولي آموخته ام که زندگي را نيز دوست بدارم .

که مرگ و زندگي هر دو ، در زيبايي و لذت برايم يکسان ،

و در شکوفايي اشتياق و آمال من ، شريک ،

و در برخورداري از عشق و مهرباني ام سهيم اند .

 

بدين سان بيست و شش سال گذشته است .

و روز و شب هايم بدين سان مي گذرند تا زندگي ام به پايان رسد . همچون برگهاي درختاني که با وزش باد پاييزي پراکنده مي شوند ... .

آری در یک روز پائیزیِ ابری مثل امروز که آسمان دیدگانش را برای بارش آماده می کرد

دیدگان من نیز بارانی بود ، نمی دانم اشک شوق بود یا بارش بی وقفه درد . شاید به همین خاطر عاشق پاییز و بارانم...نمیدانم!

******************************* 

در جستجوي تو

 

مانده ام بي تو

در انتهاي افكار پريشان و آشفته ام

ولي نه شكيباتر از تو !

نه فريبا تر از تو !

تنها ، در جستجوي تو !

پوشيده ام تن‌پوش ياد تو را

مانده ام بر قله اي بلند

از حجم انديشه هاي مشوشم

با يك انتظار غريب

اما تنها تر از تو !

تنها ، در جستجوي تو !

روييده ام اما نمي دانم

آيا سبز ، بر خاك راه آمدنت ، مي مانم يا خشك ؟

آيا سپيد سپيد ، مي آيد آمدنت به ديدار سبز ؟

نشسته ام در عمق يك سكوت غريب

و مي دانم كه نيست كسي

به دلربايي تو !

و چون من تنها ، در جستجوي تو !

مي پيچم با باد

چون تو !

كه مي پيچي در ياد

همچون يك توفان تند

مي دهي ويران به دست باد مرا

مي مانم در تمناي تو !

استوار،

نه به استواري تو !

تنها ، در آرزوی تو !

و تنها ، در جستجوي تو !

******************

تولدم مبارک باشه!؟

باشه

 

 

 
  لینک

 

 

 
 
naser F




**************


آرشیو وبلاگ

**************


آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
  RSS 2.0